بسم الله ...
ای نسخه نامه الهی که تویی
وی آئینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
الهی به امید تو ...
آن نفسی که با خودی یار چو خار آیدت
و آن نفسی که بی خودی یار به کار آیدت
آن نفسی که با خودی خود تو شکار پشه ای
و آن نفسی که بی خودی شیر شکار آیدت
و آن نفسی که بی خودی مه بکنار آیدت
آن نفسی که با خودی یار کناره میکند
آن نفسی که با خودی حوصله ات چو ذره ای
و آن نفسی که بی خودی دل چو بخار آیدت
آن نفسی که با خودی همچو خزان فسرده ای
و آن نفسی که بی خودی دل چو بخار آیدت
جمله بیقراریت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
ور نه همه مراد ها همچو نثار آیدت
جمله بی مرادیت از طلب مراد توست
عاشق جور یار شو ، عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت
...
خدایا به امید تو ...
اگه تو بخوای هیچ کس نمی تونه مانع بشه...
هیچ کس نمی تونه به من ضربه بزنه یا
چیزی رو که قسمت منه از من بگیره...
و من تلاشمو می کنم ولی زور نمی زنم، می سپارم دست تو. اگه تو بخوای میشه...
خدایا به امید تو...
به یه نور یه ذره انرژی احتیاج دارم.
التماس دعا...
من یقین دارم که کاری نیک در من پا گرفته ...
خدایا به تو پناه می برم ...
در تمام راه ها کمکم کن و مرا به حال خود وامگذار ...
در این دنیای کثیف فقط تو میتونی کمکمون کنی که کمتر آسیب ببینیم ...
خدایا شکرت ... 